ابوالقاسم لاهوتي
|
|||||||||||||||||||
| ابوالقاسم لاهوتي در سال 1305 ه ق در كرمانشاه بدنيا آمد. پدرش كشاورزي ساده اما اهل شور و ادب و مردي آزادي خواه بود. لاهوتي در 16 سالگي به كمك مالي يكي از دوستان خانواده براي تحصيل به تهران رفت زيرا بضاعت پدر كفايت تحصيل او را نمي كرد. 2 سال بعد نخستين غزل او كه سخن از آزادي خواهي داشت در روزنامه (حبل المتين) چاپ شد. در همان ايام وارد ژاندارمري شد و به سمت فرماندهي ژاندارمري قم منصوب گرديد. پس از تحمل زندان و آوارگي و تبعيد در استامبول و ايران بار ديگر در راس ژاندارمري تبريز رشادت ها از خود نشان داد. با كمك انقلابيون، تبريز را گرفت اما پس از شكست عمليات او را غياباً محكوم به اعدام كردند، ناگزير به شوروي گريخت. | |||||||||||||||||||
| سالهاي نخستين زندگي لاهوتي در مسكو، به دشواري گذشت ولي بزودي زندگيش سروسامان گرفت و به انجمن ها و سازمانهاي فرهنگي آنجا راه يافت و چون مردي پر مايه و انديشمند بود پا به پاي كارهاي فرهنگي كوششهاي سياسي فراواني هم مي كرد. بسيار فرد سرشناس و پرآوازه شد و به عنوانهاي «شاعر ملي» ، «رئيس آكادمي تاجيكستان»، «وزير فرهنگ تاجيكستان» در كنار نام او جاي گرفت. | |||||||||||||||||||
| دلبستگي سرشار لاهوتي به فرهنگ ايراني، او را دَمي آسوده نمي گذاشت و همواره در راه گسترش و پراكندن زبان فارسي در تاجيكستان مي كوشيد. چنانكه بيشترين سروده هايش يادگار همين دوران از زندگي اوست و چون تاجيك ها به زبان فارسي سخن مي گويند دريافت سخنان لاهوتي براي آنان ساده و دلچسب بود. | |||||||||||||||||||
| يكي از بزرگترين تلاشهاي لاهوتي براي بالا بردن ارزش زبان فارسي اين بود كه او با همكاري همسرش و يك فردوسي شناس بزرگ روسي، دست به برگرداندن شاهنامه فردوسي از زبان پارسي به زبان روسي زد و تا خود لاهوتي زنده بود يك جلد هم از اين كتاب چاپ و پخش نشد و پس از مرگش همسرش كه ايران دوست و دانش پژوه بود كاري را كه شوهرش آغاز كرده بود، دنبال كرد. | |||||||||||||||||||
| لاهوتي از شعر به عنوان سلاحي براي تحقق آرمانهاي طبقه كارگر استفاده مي كرد و عموما به زبان هاي ساده و روان شعر گفته است. | |||||||||||||||||||
|
|||||||||||||||||||
| پس از زنجبران بيشترين سخن او درباره زنان ايران و آزادي و حجاب آنهاست. | |||||||||||||||||||
|
|||||||||||||||||||
| سرانجام در سال 1336 ه ق دفتر زندگي او بسته شد. لاهوتي كه آرزو داشت در گوشه اي از سرزمين وطن جان سپارد و به خاك سپرده شود در مسكو و در ديار بيگانه جان سپرد و در همانجا به خاك سپرده شد. | |||||||||||||||||||
+ نوشته شده در پنجشنبه بیست و هفتم اردیبهشت ۱۳۸۶ ساعت ۱۰:۸ ب.ظ توسط سعید شه بخش
|
اینجانب سعید شه بخش ساکن زاهدان درسال85 موفق به اخذ لیسانس زبان وادبیات فارسی شدم.لذا جهت ارتقاءورساندن فرهنگ وملیت ادبی در فکر وبلاگی تحت عنوان شوستر که اثار برگزیده شما دوستان را در بر میگیردوباعث شناختن ادبیات معاصربه جوانان فرهنگ دوست میشود.والله اعلم.