ابومنصور دقيقي

:نام

دقيقي :لقب
قرن چهارم ه‍ ق :تولد
367 يا 369 ه‍‍ ق :وفات
گشتاسب نامه :آثار
 
 
ابومنصور دقيقي از شعراي عهد ساماني و دومين شاعريست كه به نظم شاهنامه پرداخت.  
ولادت او به احتمال قوي در اواسط نيمه اول قرن چهارم بوده است. دقيقي به كيش زردشتي بود و در جواني به شاعري پرداخت و برخي از امراي ساماني را مدح گفت و از آنها جوايز گرانبهايي دريافت داشت.  
دقيقي داستانهاي ملي ايران را نوشت و در واقع، پيشواي فردوسي در اين كار بود. اما هنوز بيش از هزار بيت از آن را نسروده بود كه به دست غلام خود كشته شد. اين حادثه در ايام جواني او رد سال (367 يا 369 ه‍ ق) اتفاق افتاد كه بعد از دقيقي، فردوسي شاعر و همشهري دقيقي، كار ناتمام او را دنبال كرد و با توفيق به پايان رسانيد كه امروزه فردوسي را به عنوان نويسنده شاهنامه و بزرگترين حماسه سرا مي شناسيم.  
البته فردوسي كار تازه شروع شده دقيقي را شاهكارانه پايان داد.  
دقيقي از نوح بن منصور ساماني ماموريت يافته بود كه شاهنامه حماسي را بسرايد.  
دقيقي در سروده هاي خويش از روش رودكي بهره جسته است. اثر جاويد و مهم دقيقي «گشتاسب نامه» است كه منظومه اي حماسي است و در واقع قسمتي از شاهنامه است و موضوع آن در شرح سلطنت گشتاسب و ظهور زرتشت و جنگ مذهبي ميان «گشتاسب» و «ارجالپ توراني» است.  
   

تا صبر بر دهد

 

آري دهد و ليك به عمرِ دگر دهد

گويند صبر كن كه تو را صبر بَر دهد

عمري دگر بپايد تا صبر، بَر دهد

من عمر خويشتن به صبوري گذاشتم

درختي پديد آمد اندر زمين

چون يك چند گاهي بر آمد برين

درختي كَشن بيخ و بسيار شاخ

از ايوان گشتاسب تا پيش كاخ

كسي كو چنان بر خورد كي مرد

همه برگ او پند و بارش خرد

كه اهريمن بد كنش را مكثبت

خجسته پي نام تو زردهشت

ترا سوي يزدان همي رهبرم

بشاه جهان گفت پيغمبرم

بگفت از بهشت آوريدم فراز

يكي بحر آتش بياورد باز

نگه كن بدين آسمان و زمين

جهان آفرين گفت بپذير اين

نگه كن بدو، تاش چون كرده ام

كه بي خاك و آبش برآورده ام

مگر من كه هستم جهاندار و بس

نگر! تا تواند چنين كرد كس؟

مرا خواند بايد جهان آفرين

گرايد ونكه داني كه من كردم اين

بياموز ازو راه و آئين اوي

زگوينده بپذير به دين اوي

خرد برگزين، اين جهان خوار كن

نگر! تا چه گويد، برين كار كن

كه بي دين نه خوبست شاهنشهي