خاقاني
|
||||||||||||||||||
| افضل الدين بديل ابراهيم ابن علي خاقاني ملقب به افضل الدين از بزرگترين شاعران ايران است. پدر او «نجيب الدين علي» مردي درودگر بود و خاقاني بارها در اشعار خود به درودگري او اشاره كرده است. جد او «جولاهه» و مادرش «جاريه نسطوري» و طباخ از روميان بوده كه اسلام آورده است. | ||||||||||||||||||
| خاقاني تا سن 25 سالگي تحت حميات و تربيت عمومي خويش قرار داشت و آن مرد فيلسوف را بارها به نيكي ياد كرده است. | ||||||||||||||||||
| در حدود سال (569 ه ق) به سفر حج رفت و بعد از بازگشت، فرزندش را كه نزديك 20 سال داشت از دست داد. بعد از آن مصيبت ديگري به او وارد شد چندانكه ميل به عزلت نشيني كرد و در اواخر عمر در تبريز به سر برد و در همان شهر درگذشت و در محله سرخاب تبريز مدفون شد. | ||||||||||||||||||
| سال وفات او را (582 ه ق) نگاشته اند. | ||||||||||||||||||
| يكي از اساتيد به نام «ابوالعلاء گنجوي» استاد او در شعر و ادب بود كه بعد از مدتي، تربيت خاقاني، دختر خود را به تزويج او در آورد و او را به دربار شروانشاه برد. | ||||||||||||||||||
| از شاعران هم عصر خاقاني مي توان به (رشيدالدين وطوط) نظامي، فلكي شرواني، اثيراخسيكتي و ديگران نام برد. آثار خاقاني علاوه بر ديوان او كه متصمن قصايد، مقطعات – ترجيحات غزلها و رباعيات است. مثنوي تحفة العراقين اوست خاقاني بر اثر احاطه به غالب علوم و اطلاعات مختلف عهد خود و قدرت خارق العاده اي كه در استفاده از آن اطلاعات در تعاريض كلام داشته، توانسته است مضامين علمي خاصي در شعر ايجاد كند كه غالب آنها پيش از او سابقه نداشته است. | ||||||||||||||||||
| با وجود نزديكي وي به دربارهاي معروف و علاقه اي كه به شعر و شاعري داشت و خليفه هم متعهد امور ديواني او شده بود همواره از اينگونه مشاغل كه به انصراف او از عوالم معنوي مي انجاميد، اجتناب داشت. | ||||||||||||||||||
| مشهورترين قصيده خاقاني، قصيده اي است كه او هنگام ديدن خرابه هاي شهر مداين سروده است. | ||||||||||||||||||
| خاقاني از ديدن مدائن حالش دگرگون مي شود، زيرا كه آنجا روزي تاج و تخت و فرمانروايي بوده و حال حرابه اي مخوف، گويي تمام آن قدرتها در لابه لاي خاكهاي آن مدفون گشته است و همچنين او حسرت مي خورد بخاطر از بين رفتن تمدن ايران باستان. | ||||||||||||||||||
| هان اي دل عبرت بين! ديده نظر كن هان! | ||||||||||||||||||
| ايوان مدائن را، آئينه عبرت دان | ||||||||||||||||||
| يك رَه ز لب دجله، منزل به مدائن كن |
+ نوشته شده در پنجشنبه بیست و هفتم اردیبهشت ۱۳۸۶ ساعت ۹:۵۸ ب.ظ توسط سعید شه بخش
|
اینجانب سعید شه بخش ساکن زاهدان درسال85 موفق به اخذ لیسانس زبان وادبیات فارسی شدم.لذا جهت ارتقاءورساندن فرهنگ وملیت ادبی در فکر وبلاگی تحت عنوان شوستر که اثار برگزیده شما دوستان را در بر میگیردوباعث شناختن ادبیات معاصربه جوانان فرهنگ دوست میشود.والله اعلم.