عشق
در خم پس کوچه های زندگی آرزو گم کرده تنها می روم
در شیار روشن تاریک شب لنگ لنگان سوی فردا می روم
می روم شاید که در دشت شفق بینم آن رنگین پر خورشید را
می روم شاید به بام کهکشان بینم آن تک اختر امید را
بسته ام بار سفر از شهر خود می روم آشفته تا شهر دگر
گشته ام بیگانه با هر آشنا می روم شاید شوم بیگانه تر
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
+ نوشته شده در سه شنبه بیست و نهم اسفند ۱۳۸۵ ساعت ۹:۱۸ ق.ظ توسط سعید شه بخش
|
اینجانب سعید شه بخش ساکن زاهدان درسال85 موفق به اخذ لیسانس زبان وادبیات فارسی شدم.لذا جهت ارتقاءورساندن فرهنگ وملیت ادبی در فکر وبلاگی تحت عنوان شوستر که اثار برگزیده شما دوستان را در بر میگیردوباعث شناختن ادبیات معاصربه جوانان فرهنگ دوست میشود.والله اعلم.